کدبازان
کدبازان


ما را دل از نسیم سحر وا نمی شود

این غنچه‏ ى فسرده، شکوفا نمی شود

دیرى است تا به سوک تو خون میرود ز چشم‏

این چشمه، جز به یاد تو جوشا نمی شود

سنگینى فراق تو پشت مرا شکست‏

این داغ سینه‏ سوز مداوا نمی شود

در آسمان خاطرم اى مهر صبح‏ خیز

سالى است ماه روى تو پیدا نمی شود

گفتند تا که فکر تو از سر بدر کنم‏

میخواهم اینچنین کنم، اما  نمی شود

چشمى، بسان دیده‏ ى شب زنده‏ دار من‏

از موج اشک، غیرت دریا نمی شود

آتش بگیر، تا که بدانى چه میکشم‏

احساس سوختن به تماشا نمی شود

گویند: روزگار، فراموشى آورد

هرگز غم تو از سر ما وا نمی شود






تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ٩:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : یک هــــــلالی!!!! | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

قالب وبلاگ