مهر از همه بریدم تا مهربان بمانی

مهر از همه بریدم تا مهربان بمانی

نامهربان تو رفتی با دیگران بمانی

خوشتر ز من به رویت کس نغمه ای نخواند

حیف است از تو ای گل بی نغمه خوان بمانی

با رمز دیدگانت کو آشنا تر از من؟

ترسم خدا نکرده بی همزبان بمانی

ای رفته از سر قهر از راه صلح بازآ

خواهم همان که بودی باری همان بمانی

دور از هما خدایا با بوم همنوایم

ای شاهباز ایام بی آشیان بمانی

ایدل مباد کاین عمر بی عشق او سر آری

ای شمع تا سحرگاه آتش بجان بمانی
مفتون امینی

/ 0 نظر / 55 بازدید