تا بدام عشق افتادیم آزادیم ما

تا بدام عشق افتادیم آزادیم ما

شرمسار لطف بی پایان صیادیم ما

نیست شیرینی که تا ماند ز ما افسانه ای

ورنه در عشق و جنون استاد فرهادیم ما

دردمندیم و کسی از ما نمیگیرد سراغ

همچو اشک از چشم اهل درد افتادم ما

رفت بی حاصل ز کف سرمایه ی عمر عزیز

نقد جان را در قمار زندگی دادیم ما

هستی ما هست "آگاهی" قرین نیستی

شعله ی شمعیم و لرزان در ره بادیم ما
محمد آگاهی خراسانی

/ 1 نظر / 24 بازدید
مریم خاتون

عاشقی،خوابِ خوشِ پروانه ایست بر برگ گل طعمِ خوبِ میوه ی دست چین شده پای درخت عاشقی یعنی که حرفهایم را از نگاهم بشنوی