می دهی بعد از عبورم تن به خیلی چیز ها

می دهی بعد از عبورم تن به خیلی چیز ها

بی من عادت می کنی حتما به خیلی چیز ها

بعد من راهی نداری کم کم عادت می کنی

تو به تنهایی به ترسیدن به خیلی چیز ها

گاه تنها مرگ راه حل باقی مانده است

گاه می ارزد همین مردن به خیلی چیز ها

پس بیا و بگذر از من بگذر از این پل اگر

می رسی با رد شدن از من به خیلی چیز ها

از دلم دامن کشیدی چون نفهمیدی که مرد

می رسد از دامن یک زن به خیلی چیز ها

آستینم بوی تند اشک داد و چشمهات

پی نبرد از بوی پیراهن به خیلی چیز ها

از غروب جمعه که چیزی نفهمیدی ولی

بر تو روشن می شود تا شنبه خیلی چیز ها

/ 3 نظر / 30 بازدید
مریم خاتون

شاید سـال ها بعد . . . در گــــذر جـــــاده ها . . . بی تفاوت ازکنارهم بگذریم . . . و تـوآهســته زیر لــــب بگویی . . . : چقدرآن غریبــه شبیه خاطراتـ❤ـم بود . . . !

مریم خاتون

خیلی وقت است مرده ام... دلــــــم می خواهد ببارم،کسی نپرسد چرا؟. . . توچه میفهمی. . . این روزها ادای زنده ها را در میاورم. . . تظاهر به شادی می کنم ، حرف میزنم مثل همه . . . امـــــــــــــــــــــــــــا. . . بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام بی انصـــــــــــــــــاف... چانه نزن ... حسرت هایم به قیمت عـــــــمرم تمام شده. . .

شکیبا

روزی که دلت پیش دلم بود گرو... دستان مرا سخت فشردی که نرو روزی که دلت با دگری مایل شد کفشان مراجفت نمودی که برو..... سلام مطالب وبتون همیشه برام زیبا بود یه جورایی بابعضیاش هم حسم..... لینکتون کردم