من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنه

من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنه

تیرم به خطا می رود اما به هدر,نه!

دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ است

سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر ,نه

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا

با اهل هنر؟آری! با اهل نظر ؟نه!

بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرور

پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار دگر ,بار دگر, بار دگر .....نه!

فاضل نظری

/ 2 نظر / 8 بازدید
فاطمه

من که دلتتنگ تو نیستم فقط گاهی هر از گاهی مثلا هر چند لحظه یکبار یاد چشمانت می افتم اشکی می چکد روی گونه هایم و غروبی که برای همیشه رفتی درون ذهنم می رقصد این که دلتنگ تو شده ام بی انصافیست من ویران تو شده ام

مریم خاتون

عشق یعنی آن نخستین حرفها عشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخست عشق یعنی هر چه در آن یاد توست . [گل][گل][گل]