یک سر سوزن نیامد راه با ما فاصله

یک سر سوزن نیامد راه با ما فاصله
تکه تکه بر تن ما دوخت خود را فاصله

ما دو تا خط موازی هم سفر با دردها
باهمیم و در کنار هم ولی با فاصله

می دویم از هر طرف انگار درجا می زنیم
مثل یک وحشت زده در خواب , اما فاصله

خط پایان را همیشه زودتر خط می زند
بر نمی دارد چرا دست از سر ما فاصله؟

چشم ها با هم ولی تنها به گردش می روند
فاصله هرگز نمی گیرد از آن ها فاصله

می نویسم چشم امامی شود چشم انتظار
می نویسم جاده می خوانم سراپا فاصله

یک نفس تا مرگ یعنی یک نفس تا زندگی
یک قدم تا عشق یعنی یک قدم تا فاصله

حرف آخر : یا منم یا درد یا نصویر مرگ
آخرین فریاد شاعر نقطه , امضا فاصله
اسد نیک فال
 

/ 1 نظر / 10 بازدید
مریم خاتون

از هیچ چیز نهراسیدم تمام بهای قلبم را به تو دادم کنون......... تمام بدهی من به تو پرداخت شد دیگر هیج نمانده .